السيد جعفر السجادي

305

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ملا صدرا مسألهء جوهر يا عرض بودن صورت نوعيه را به تفصيل مورد بررسى قرار داده‌اند و تاريخچهء آن را نقل كرده است . وى در عين اين كه صورت‌هاى نوعيه را جوهر و منشأ آثار وجودى انواع مىداند مع ذلك آن‌ها را مستقل در منشأيّت آثار نمىداند و مدبّر عقلى را كه احيانا ارباب انواع باشد مدخل مىداند و البته اين صورت‌ها محصل انواع و مقوم آن‌ها مىباشند . مسألهء مشكل اين است كه تبدّل صورت‌ها و ورود صور بر هيولى مربوط به كدام صورت است ، نوعيه يا جسميّه كه ظاهر سخنان وى مىنمايد كه تبديل صور نوعيه به فناى صور جسميّه است و آن چه در تمام مراحل تبدلات باقى است هيولى است پس تبدّل در صور جسميّه است و تبديل نوع به نوعى ديگر عبارت از مرگ جسميت است . ( از جمادى مردم و نامى شدم . . . ) و مىدانيم كه ملا صدرا حركت را در متن جوهر مىداند و بنابر اين اجسام بالذات با هيولى و صورت جسميّه و نوعيه دائما در تجدد و سيلانند و چون جوهريت اجسام در تجددند . هر سه يعنى ماده و صورت نوعيه و جسميت متبدلند . ) ملا صدرا غايت عقلى را سبب اصلى وجود كاينات مىداند ، وى همهء صور موجودات را ناشى از عالم عقلى مىداند و سرانجام همه به ابداع واجب الوجود است . وجود فاعل اول مقتضى تكميل ماده است و صورت‌هاى موجودات اين عالم ناشى از دوران افلاك است و براى هر يك از اجسام طبيعى حسّى ، فلكى يا عنصرى ، طبيعت ديگرى است در عالم علوى كه همان مثل و صور مفارقه باشد و بالجمله صور جسميه عالم حس ، ظل مثل نوريه است و بلكه ظل ظل است . « 1 » طبيعت - كلمهء طبيعت و مشتقات آن در فلسفه بسيار به كار برده شده است و معانى متعددى بر حسب موارد استعمال براى آن ذكر شده است از اين قرار : الف - طبيعت عبارت از مبدأ قريب و مباشر حركات و استحالات و مقابلات آن‌ها است . ب - آن چه مقوم جوهريت اشياء است طبيعت گويند . ج - حقيقت و ذات هر چيزى را طبيعت آن چيز مىگويند . د - قوت سارى در اجسام كه افاده تخليق و تشكيل مىنمايد طبيعت گويند . ه - مبدأ قريب فعل غير ارادى را طبيعت گويد . صدرا گويند مبدأ قريب تمام افعال و لو افعال ارادى طبيعت است . و - به ذات و عنصر و صور اشياى بسيطه اطلاق شده است . ز - صفات ذاتى و اولى اشياء را طبيعت گويند . ح - صور نوعيهء اشياء را طبيعت آن‌ها گويند . ط - كيفيت غالبهء حاصله از امتزاج اشياء را نيز طبيعت ناميده‌اند . ى - استعداد و قوت در اشياء را نيز طبيعت نامند . و طبيعى هر چيزى است كه منسوب به طبيعت باشد چه آن‌كه طبيعت در آن باشد مانند صورت و يا از آن باشد مانند حركات و غيره از زمان و مكان .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 17 - 183 ، 191 ، 202 .